گذر زمان

تا حالا شده از فراموش کردن تولد یکی از دوستاتون خوشحال بشین؟معنیش این باشه که اون ادم دیگه اونقدرا که قبلا مهم بوده نیست...ادمی که قبلنا از شوق روز تولدش نمیدونین چی واسش بگیرین.ساعت ها تو مقازه ها برای هیچی یه دل نشین و اخرش به زووووور یه چیزی راضیتون کنه در صورتیکه اون ادم حتی وقتی خودت پست تولد میذاری نه تبریکی نه چیزی.تعداد فالوئینگاش زیاده ولی اگه مهم بودم اقلا پستامو چک میکرد.الان بعد از ۳ سال اونقدر اتفاقای جورواجور واسم افتاد و ادمای مختلف اومدن تو زندگیم که یادم رفت یه روزی یه نفر اینقدر ذهن منو به خودش مشغول میکرد.
میدونم اگه برگردم و دوباره مثل قبل با هم دوست باشیم دوباره همونطوری شیفتش میشم.چون به شدت شخصیت جذاب و دوست داشتنی داره.ولی دلم نمیخواد چون واسه اون اینطوری نیست.یعنی حتی یه ذره هم واسش مهم نیست و چیزای جذاب تر واسه خودش داره.شاید اگه من جاش بودم یکم بیشتر به ادمی که اییییینقدر واسش مهمم اهمیت میدادم.
خوشحالم که دیگه مثل گذشته نیست.واقعا خوشحالم...

پ.ن:فک کنم حدودا یک ماهی بود پرشین بلاگ خراب بود.تو همین مدت سه تا پست به ذهنم رسید بیام بنویسم که متاسفانه نشد.

/ 2 نظر / 51 بازدید
x

سلام پرتقال عجیبه نمیدونم چرا با به ادرس‌وبت باز میشه با یکی نه :|| ‌اره شده یه روز به خودم بیام ببینم از محو شدن یه نفر تو ذهنم خیلی خوشحالم ‌ ‌میشه بپرسم ویژگی جذاب اون ادم چی‌بوده ؟؟؟

x

سلام پرتقال عجیبه نمیدونم چرا با به ادرس‌وبت باز میشه با یکی نه :|| ‌اره شده یه روز به خودم بیام ببینم از محو شدن یه نفر تو ذهنم خیلی خوشحالم ‌ ‌میشه بپرسم ویژگی جذاب اون ادم چی‌بوده ؟؟؟